تبليغاتX
Machine Mine

http://www.tltinc.com/Websitegraphics/MiscImages/tltlogo.gif

مرلین منسون ... اعجوبه یا دیوانه ؟؟؟

نگاهی به جایگاه مرلین منسون در موسیقی 

چه او را دوست داشته باشید و چه از او متنفر باشید این واقعیت غیر قابل انکار است که این هنر مند در میان بد نامترین و جنجالی ترین بحث انگیزترین موزیسین های دهه 90 جایگاه ویژه ای دارد. او احتمالاً آخرین اعجوبه لیست بلند بالایی است که به راک بازی های شوک آور معروف اند و شروعش با آلس کوپر است. اگر چه نباید فراموش کرد آنچه باعث شد منسون به صدر جداول فروش راه پیدا کند، وارد شدنش به حیطه های تابو در اشعار و فرم ظاهری کار هایش بود، مسائل اروتیک، مواد مخدر و... مسایلی بود که مریلین منسون سعی داشت به آن ها دامن بزند و همین باعث شد تا جامعه منتقدین موسیقی او را پس بزنند، اما توانست در میان جوانان بازار راه پیدا کند و در خط اصلی سلف های خود به یک ضد قهرمان محبوب بدل شود، این مسئله باعث بروز تنش هایی میان او و افراد بالا رتبه سیاسی و جامعه سنتی به خصوص والدین نگران آینده کودکان خود شد، منسون با نام برایان وانر در کانتون اوهایو متولد شد، در سن 18 سالگی به تامپابای در فلوریدا نقل مکان کرد و در آن جا به عنوان یک روزنامه نگار با زمینه و گرایش موسیقی مشغول کار شد، در 1989 با گیتاریستی به نام اسکات میچل آشنا و پس از مدتی دوست شد، آن ها تصمیم به تشکیل یک گروه گرفتند، و همان زمان بود که اسکات با نام دیزی برکویچ و وانر خود را با نام مریلین منسون مطرح ساختند، اندک زمانی بعد نوازنده باس ((گجت کین)) و نوازنده کیبور ((مادوناواین)) نیز به گروه ملحق شد، گروه اوایل با نام مریلین منسون و اسپوکی کیدز شروع به فعالیت نمود، کارهای اولیه گروه در حد ضبط و انتشار چند کاست مستقل و نواختن در کلوب ها و برنامه ها بود، استفاده از جلوه های بصری خاص در این نمایش ها، آرایش خاص منسون و فضای گوتیک آثارشان به سرعت گروه را مطرح نمود، کارهای گروه با استفاده از درام قدرتمند باعث شد تا صدایی سخت و تیزتر به گروش شنوندگان برسرد و تا سال 1992 آن ها در میان عامه پسندترین حرکت های هنری در حیطه فلوریدای جنوبی به شمار می رفتند. در 1993، ترنت رزنور از گروه nine inch nails با آن ها تماس گرفته و پیشنهادی را کردبرای ارایه یک کار جدی، گروه با شرکت مربوط به او یعنی ((ناتینگ ریکوردزلیبل)) قرار دادی ببندند، شاید این گونه شانس گروه برای حضورهای جدی و ماندگارتر بیشتر شود. منسون این پیشنهاد را می پذیرد و در خلال تابستان 1994 با کمپانی یاد شده وارد مذاکره می شود، این در حالی بود که یک نوازنده جدید بیس با نام، ((تویکی رامیرز)) جایگزین عضو قبلی ((گین)) شده بود. از همین جا بود که شهرت منفی گروه آغاز شد اجرای گروه در ((سالت لیک سیتی)) شروع این حرکت بود، کارهای غیر منتظره، منسون روی صحنه نمایش او را یک شیطان منسجم ساخته بود. جالب آنکه هر چه تضاد او با جامعه بیشتر می شد و عده منتقدینش افزایش پیدا می کرد، محبوبیت وی در میان هوادارانش بیشتر می شد، تا جایی که انتشار آلبوم children Ep smells like در سال 95 وارد خط اصلی جریان سازان برای نوجوانان شد، تاثیر گیرش از گروه ((یوریتمیک)) و حتی اجرای کاور آهنگ معروف یعنی رویاهای شیرین توتنست به یک موفقیت غیر منتظره بدل شود.اندک زمانی بعد بر گویچ هم از گروه جدا می شود و جای خود را با گیتاریستی با نام مستعار ((زیم زوم))می دهد، LP بعدی گروه سال 1996 و با نام ((آنتی کریست سوپر استار)) منتشر می شود که در میان سه آلبوم مطرح پاپ سال جای می گیرد، محبوبیت منسون روبه افزایش می رود و جامعه با او در گیر می شود، کنسرت هایش با پا فشاری مردم کنسل می شود و موسیقی اش از سوی گروه های مذهبی و پیروان آن ها مورد هجوم نقد قرار گرفته و ترحیم می شود، مریلین منسون که در یک فشار جدی قرار گرفته بود، برای گفتن حقایق کارهای و زندگی به دنبال رسانه ای دیگر می گردد و در مصاحبه مفصل با مجله رولینگ استون اسراری را فاهش می کندکه تحت عنوان ((جاده دور و دراز خارج از جهنم)) منتشر و به پر فروش ترین اتوبیو گرافی سال بدل می شود. این مصاحبه جنجالی گروه های مذهبی به یقین می رساند که او روحش را به شیطان فروخته است. حیوانات میکانیکی آلبوم بعدی او در سال 1999 منتشر می شود که به دنبال موفقیت اش منجر به برگزاری یک تور حمایتی یکساله می شود. ((هالی وود)) در اواخر سال2000 منتشر می شود و گروه به اجرای یک کنسرت بزرگ در سال 2001 دست می زند و در خلال اجرای برنامه گروه در جولای و در میشیگان به خاطر یک حرکت ناشایست روی سن از سوی گارد امنیتی برگزاری مراسم دستگیر میشود. منسون به کار ساند تراک هم روی می آورد و نسخه ای از آهنگ taint love او روی فیلم ((نه یک فیلم نوجوان پسند دیگر)) قرار می گیرد در حالی که یکی دیگر از محافظین وی مدعی می شود منسون او را دچار حادثه جدی نموده است و سر او از این بابت آسیب دیده است. این ماجرا در کنار سایر پرونده های منسون تا سال 2002 ادامه پیدا می کند و در ژانویه آن سال ماجرا تمام می شود. هواداران منسون در ماه می 2003 شاهد انتشار آلبوم ((دوران طلایی گروتسک)) می شوند که یک هفته تمام در صدر جدول فروش قرار داشت و حتی عده ای از منتقدین نیز آن را در لیست ده آلبوم برتر خود جای دادند. در آپریل 2004 آلبوم با نام طولانی و عجیب lows lunch Box and choklit بیرون می آید و در پایان سپتامبر همین سال مجموعه ای از بهترین هایش را تحت عنوان Lest We Forget (( مبادا فراموش کنیم ))  را منتشر می کند که به جز کارهای گروهی وی شامل یک کاور جدید از آهنگ personal tesun اثر گروه دیچ مد نیز می شد.

+ نوشته شده توسط پیام در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 و ساعت 4:40 |

"شکست" نقطه ی مقابل "موفقیت" نیست. ترجیحاً باید اظهار داشت که بهتر است نقطه ی متضاد موفقیت را عواملی نظیر بی تفاوتی و سهل انگاری در نظر بگیریم چراکه بی تفاوتی و بی مسئولیتی می تواند ما را در جاده توهم و بی میلی قرار دهد. در این شرایط بیهوده تلاش می کنیم و اهداف غیر واقعی برای خود قائل می شویم و متاسفانه نمی توانیم به خواست های خود جامه ی عمل بپوشانیم. از سوی دیگر اگر  بخواهیم موفقیت را بررسی کنیم باید اذعان بداریم که مقوله مذکور صرفاً در "رسیدن" و "ثمر یافتن" است که می تواند معنا پیدا کند.

اصلاً مهم نیست که با چه نوع محدودیت هایی روبرو هستیم و یا چه حدودی در پیش رویمان وجود دارد؛ اگر بخواهیم بر روی محدودیت ها و موانع برچسب شکست بزنیم، با این کار خود ارزش ذاتی و وجودیمان را از بین می بریم و توانایی تغییر شرایط را از دست خواهیم داد. باید توجه داشت که هنر فائق آمدن بر محدودیت ها را بیشتر میتوان به عنوان یک تمرین معنوی و روحانی در نظر گرفت. این امر به شما ارزش، احترام، و شان خاصی عطا می کند، و سبب می شود که خودتان را به عنوان یک پیشرو در مسیر سفر به سوی کسب موفقیت های بیشتر ببینید.

بسیاری از افراد قضاوت های نا آگاهانه و نسنجیده ای از خود و توانایی هایشان دارند و قادر نیستند که تصویر مناسبی از شخصیت فردیشان در ذهن بسازند. این قبیل افراد مسیر صحیح معنوی زندگی خود را پیدا نکرده اند و در برخی موارد شاهد آن هستیم که پس مانده های عاطفی مسموم گذشته را به دوش میکشند و به هیچ وجه قادر به زمین گذاشتن آنها نیستند. عموماً ماهیت وجودی افراد از دو جزء تشکیل می شود. از یک طرف قسمتی از وجودتان هست که به شما اجازه پیش روی نمی دهد و از سوی دیگر قسمت دیگری از وجودتان هم هست که شما را تشویق می کند تا موقعیت های جدید را در آغوش بگیرید. نیکوست تنشی که میان این دو جزء ایجاد می شود را نه تنها به منزله ی یک امتیاز ویژه محسوب کنید، بلکه باید آنرا به عنوان نوعی عرصه ی مولد که حاوی گونه ای تعادل و آرامش است نیز در نظر بگیرید. این قابلیت به شما کمک میکند تا بتوایند ارزیابی دقیقی از خواست ها و نیازهای خود داشته باشید.

البته رسیدن به تعادل و آرامش مبحثی نیست که بتوان به راحتی و با سرعت زیاد به آن دست پیدا کرد. برای رسیدن به مطلوب خود باید یک روند معقول آن هم در یک بازه ی زمانی معین را طی کنید. اصولاً طبیعت پالایش و پاکسازی روح بدین شرح است: تبدیل کردن همه ی محدودیت ها و تاریکی ها به روشنایی. همچنین طبیعت شفا و بهبودی نیز این چنین است: ریشه کن کردن علائم و الگوهای اخلاقی و رفتاری دست و پا گیر و روشن کردن این مطلب که چه کسی هستیم و چه کسی می خواهیم باشیم.

اما مسئله ای که باید بیش از پیش به آن توجه داشت این است که "شکست" متضاد "موفقیت" نیست. ترجیحاً می توان اظهار داشت که نقطه ی مقابل موفقیت، چیزی نیست جز بی تفاوتی و سهل انگاری. به این خاطر که بی تفاوتی ما را در جاده ی سهل انگاری و بی مسئولیتی قرار می دهد، سبب می شود تلاش بیهوده به خرج دهیم و اهداف غیر واقعی برای خود در نظر بگیریم. موفقیت سراسر رسیدن و ثمر گرفتن است. گاهی اوقات شاید برای رسیدن به موفقیت لازم باشد عقب نشینی کنیم تا بتوانیم به آرامش و سکون بیشتری دست پیدا کنیم، و شاید گاهی اوقات لازم باشد از پیشروی های یک سویه به سمت ناشناخته ها دست بکشیم. اگر هدف مورد نظر خیلی فراتر از دست یابی باشد و ما با تمام قدرتمان تلاش کنیم تا بتوانیم به آن دست بیابیم، می توانیم نتیجه بگیریم که موفقیت در همان تلاشی که می کنیم نهفته است، در همان طی کردن مسیر، در توانایی تلاش کردن، در استطاعت رسیدن به مطلوب، در کمالی که تمامیت جسم، ذهن، و قلبمان را محصور کرده و آنها را با هم همسو میکند تا هدفی را که می خواهیم دنبال کنیم.

در راه رسیدن به رشد معنوی، ما نمی توانیم روند پیشرفت خود را از روی میزان کارهایی که برای انجام دادن باقی مانده است، ارزیابی کنیم. چرا که ما هیچ وقت نمی توانیم بفهمیم چه مدتی طول کشیده تا ما برای چالشی که در حال حاضر با آن روبرو هستیم، آماده شویم. چالشی که حتی اگر ساده هم به نظر برسد، باز هم کاملاً سخت است و بیانگر گامی مهم در بالغ سازی روح بشریت به شمار می رود. نمیتوان گفت که ما در حال حاضر در کجای این مسیر رشد واقع شده ایم. ما نمی توانیم جایگاه فعلی خود را در مقام مقایسه با جایگاه دیگران مشخص کنیم. دلیلش کاملاً واضح است: شاید فردی را که ما می بینیم توانسته کارهایی را انجام دهد که ما نمی توانیم با موفقیت به پایان برسانیم ولی شاید در حوزه های دیگری دچار مشکل باشد که ما از آن بی اطلاع هستیم. چون نقاط ضعف آنها را به عینه نمی بینم، احساس می کنیم که اصلاً وجود ندارند.

هر کسی در مرحله ی رشد، بر چیزی غلبه می کند و از یک سطح به سوی سطوح دیگر گام بر می دارد تا در مسیر خود، رشد و تعالی عرفانی پیدا کرده و به نور و حقیقت دست پیدا کند. هیچ راه کمالی به غیر از این وجود ندارد. و این مسئله چیزی نیست که به شما بدهند یا اعطا کنند. باید آن را بدست آورید و این امر تنها با یک تصمیم ذهنی که با خود بگویید: "من باید آن را بدست آورم" میسر نخواهد شد. روح شما باید تمام مراحل تزکیه را تجربه کند.

انتقال از شکست به موفقیت شامل چه مراحلی است؟

سطوح گذر از شکست و رسیدن به موفقیت شامل چه مواردی می شود؟ ابتدا باید به خودتان آزادی بدهید؛ افزایش موفقیت شما به شدت و کثرت میزان آزادی هایی که برای خود قائل می شوید بستگی دارد. باید ببینید که تا چه اندازه می توانید خودتان را از قید و بندها و محدودیت ها نجات دهید. موفقیت فردی، مسئله ای نیست که تعریف خاصی داشته باشد، و یا بتوان برای آن استاندارهای جهانی قائل شد و سپس برای رسیدن به آن استاندارها تلاش نمود. زمانی به موفقیت دست پیدا خوهید کرد که با خودتان صادق باشید. باید این جرات را پیدا کنید که خودتان باشید و با تمام وجود درک کنید که در اعماق وجودتان چه چیزی نهفته است. باید ببیند که چشم های جهان به مقبولیت عام بیش از صداقت اهمیت می دهد. شاید تصور کنید که فرهنگ یا رسوم حاکم بر جامعه حیطه ای از موفقیت را نمایان می سازد، ولی همین استانداردهای مرسوم، برای سال بعد، نسل بعد، و دوره بعد تغییر پیدا می کنند و دیگر به عنوان موفقیت محسوب نمی شوند؛ اما استنباط ما از حقیقت و اینکه چه کسی هستیم همیشه می تواند مبین موفقیت باشد، چرا که با این دید کاری نکرده ایم جز اندازه گیری حقیقت و این حقیقت جویی و حقیقت شناسی تنها آزادی های بیشتری را برای ما به ارمغان می آورد، و ما را از روشنایی به سوی نورهای تابنده تر هدایت می نماید.


 

+ نوشته شده توسط پیام در شنبه هجدهم خرداد 1387 و ساعت 14:3 |
 

این حرکات ورزشی که الهام گرفته از تمرین های مشابه در باله هسـتـنــد، به شما کمک می کـنند تا از نوک انگشتان پا تا فرق سـرتـان را بــه تحرک وادارید. ( نیاز به وسیله های جانبی زیادی هم نیست)

تـقریبا هر کسی که به اندام بلند، کشیده و لاغر بالرین ها نگاه می اندازد، به آنها حسادت می کند. آنها بدن خود را در وضعیت بسیـار زیبـایی قـرار مـی دهـنـد، حـرکات بـا طـــمانینه ای انجام می دهند و پاهای بسیار زیبا و خوش فرمی دارند.

"دنیس آستین" می خواهد حرکاتی که مربوط به رقص باله است را به ما آموزش دهد. این حرکات بیشتر جهت تقویت عضلات نیم تنه پایینی بدن از جمله: جلو و پشت ران، و باسن می باشند. حرکات باید با قدرت و تمرکز بالا انجام شوند. با انجام این تمرینات به راحتی می توانید شکل و فرم پاهای خود، به ویژه ران ها را تغییر داده و از بروز سلولیت جلوگیری کنید. هدف دیگر این تمرینات تقویت داخلی و خارجی ماهیچه های ران و به طور کلی پاهای شما می باشد.

حرکات ورزشی که مخصوص بالرین ها هستند به شما کمک می کنند تا ماهیچه های نیرومند، و انعطاف پذیرتری پیدا کنید و احساس خواهید کرد که بدن وزین تری دارید؛ البته این احساس هیچ گاه تنها با انجام دادن حرکات ورزشی در باشگاه در شما به وجود نخواهد آمد.

"الیزابت هافپاپ" مربی باله در شهر نیویورک است و به عنوان یکی از اولین طراحان این نوع حرکات شناخته می شود؛ او معتقد است: شما با حرکات بسیار ساده و ظریف شروع می کنید که این حرکات به نوبه خود تمام عضلات را از یکدیگر جدا می سازند. به این دلیل که فشار زیادی در طول تمرین به بدن وارد نمی شود، مفاصل شما از معرض آسیب در امان خواهند بود. ( باید توجه داشت که او خودش پیش از مربی گری یک رقصنده باله حرفه ای بوده)

تنها چیزی که نیاز دارید یک عدد صندلی بزرگ و محکم ( یا طاقچه ای که بتوانید دست خود را بر روی آن بگذارید) یک حوله، تشک و یا زمین فرش شده است. پیش از شروع تمرینات خود را گرم کنید. 100 مرتبه در جا بزنید و دست هایتان را تاب دهید. البته باید به این مطلب هم اشاره داشت که انجام این کار سه مرتبه در هفته، مفیدتر خواهد بود. یک موزیک کلاسیک هم بگذارید و آنوقت مانند یک رقصنده، آماده انجام تمرینات خواهید بود.




برای فرم دادن به عضلات ساق و ران

الف) یکی از دست های خود را بر روی لبه صندلی و یا طاقچه بگذارید، دست دیگر را به طور مستقیم به سمت بالا بیاورید، پاشنه پاها را به هم چسبانده به طوریکه انگشتان پا به سمت خارج باشند. پاشنه پا را به اندازه 4 سانتی متر از روی زمین بلند کنید، به طوریکه بر روی پنجه ها بایستید.

ب) در این حرکت باید شکم تو، شانه ها به سمت پایین، و کمر راست باشد. زانوها را خم کنید و بدن خود را به اندازه 25 سانتی متر به سمت پایین بیاورید. یک شماره در این حالت بمانید و سپس به وضعیت اولیه بازگردید. در تمام طول تمرین باید بر روی پنجه هایتان ایستاده باشید. این حرکت را برای دو ست 10 تایی تکرار کنید.



خمیدگی در حالت کاملا باز (
Wide Pile )

برای استحکام بخشیدن به ماهیچه های ران و ساق پا

الف) برای حفظ تعادل با یکی از دست های خود صندلی و یـا طـاقـــچه را نگه دارید، دست دیگر را به طور مستقیم به سمت سقف بلند کنید. پاهای خود را به اندازه 40 سانتی مــتر از یکدیگر باز کنید. طرز قرار گرفتن کف پا درست مانند تمـریـن قبل است. عضلات شکم را منقبض کرده، شانه ها را بـه سـمـت پـایـیـن رها کنید. لگن خود را به سمت پایین هـدایـت کرده و زانو ها را رفته رفته خم کنید. پاشنه پاها را تـا آنـجا که مـی توانـیـد از روی زمـین بلند کنید (مانند آنچه در تصویر نمایش داده شده است)

ب) همچنان که لگن خود را جمع کرده اید، عضلات باسن خود را منقبض کرده و ران و زانو را به سمت عقب فشار دهید. (این حرکت بسیار ظریف است) یک شماره در این وضعیت باقی بمانید و سپس بدن خود را آزاد کنید. مجددا حرکت را تکرار کنید، در تمام طول تمرین بر روی پنجه پاها بایستید و زانو ها را خم نگه داشته باشید. این حرکت را برای دو ست 20 تایی تکرار کنید.

+ نوشته شده توسط پیام در شنبه هجدهم خرداد 1387 و ساعت 13:32 |